سلام مجید جان ...
دقیقا دو ساعت دیگه میشه ۱ هفته که صداتو نشنیدم .. نمیخوام روز شماری و ثانیه شماری کنم . ولی مثل اینکه این ۱ ماه و اندی که با هم صمیمی تر بودیم
خودش خیلی مهم بوده . جایی که تو توی این زمان برای من گرفتی هیچکس نتونس بگیره . میدونم اینجا حرفام تکراری میشه ولی می خوام بگم , مجید می
خوام بگم ... که تو چی کار کردی . مجید من خوردن مشروب رو ترک کرده بودم . بیشتر از ۶ ماه بود که لب به مشروب نزده بودم جز ۱ بار , اونم ۱ ماه قبل از دیدن
تو , توی ایران , اونم شراب که مستی نداشت , ولی با تو ودکا خوردم بی هد و مرز , خاطریه قشنگی بود . با اینکه اولین بار بود میدیدمت , اینقدر بهت اعتماد
داشتم , که بیشتر از حد معمول خوردم , خوب یادمه که چه حالی داشتم حتی تو آغوشت گریه هم کردم , ولی نزاشتم بفهمی , صادقانه باهات حرف زدم وای چه
روزی بود . حسی داشتم که قابل بیان نیست . مجید معنی یه اعتماد رو نمیشه تعریف کرد . این فقط یکیش بود بازم از بغیش برات میگم . ولی تنها پسری بودی
که باهات مشروب خوردم , دو نفری و لذت بردم .مجید هیچ حس پشیمونی نداشتم . همون طور که برای بار دوم هم همپیکت شدم , ولی دفعه دوم کنترل ام
بیشتر بود . مجید الان که بهت فکر میکنم , میبینم از اون اول بهت اعتماد داشتم , چه اون موقع که ندیده بودمت , چه وقتی که دیدمت .. این حس اعتمادم شیرین
بود مثل همیشه میخواستم باهات درد و دلی کرده باشم عزیزکم مجید هر روز تو خیالم ساعت ها باهات حرف میزنم و درد و دل میکنم , همین برام بسه عزیزکم ..
مجید دد دلم برات تنگ شده ...
کاش این جمله فقط یه جمله بود , ولی حسی تو این جمله هست که نمیشه
انکارش کرد , خوشحالم که حس من و درک نمیکنی یا اگه درک میکنی , زدی به کوچیه علی چپ .. مجید من و ببخش که نتونستم جلوی حسم و بگیرم منو ببخش
مجیدکم .. ببخش